دردل - تاریخ: 1405/5/21 ساعت: 13:31
از آخرین نوشته‌ام یکسال می‌گذرددر این یکسال چه اتفاقهایی افتاد و چه تحولاتی شگرف رخ داد دلار صعود کرد و بعد یه ذره پائین آمدبورس سقوط کردکوهنوردی را آغاز کردم، چندین قله بزرگ و شاخص ایران را صعود کردم و به دماوند رفتم و این کار را ادامه میدهمبا دختری آشنا شدم، عشق گذشته را در سینه دفن کردمکارم را عو...
خوشحال نیستم - تاریخ: 1405/5/21 ساعت: 13:31
سالها قبل حدود 20 سال پیش خانمی ازم پرسید خوشحالی؟! منظورش رو نفهمیدم و جوابی سطحی دادم ولی این پرسش تا به امروز باهام بود و 5 - 6 سال قبل متوجه عمق این پرسش شدم از آن زمان به بعد زمانهایی بود که خوشحال بودم و زمانهایی که خوشحال نبودم و در زمان حاضر و این دوره از زندگیم اینجوریه : خوشحال نیستماطرافی...
بر بام ایران - تاریخ: 1405/5/21 ساعت: 13:31
نزدیک 9 ماه است که میخواهم متن و نوشته زیر را بنویسم ولی چرا این کار را نکردم !؟ خودم هم نمیدانم و الان مینویسم :22 مرداد 1399 برای اولین بار بر بام ایران، قله دماوند ایستادم. این یک اتفاق از پیش برنامه ریزی شده نبود و پیش آمدی بود که جدیش گرفتم و با جدیت دنبال کردمآن بالا، بعد همه سختیها وقتی میرسی...
فکر کنم تمام شد! - تاریخ: 1405/5/21 ساعت: 13:31
-- شما همش میگید تکبر و خودپسندی حداقل 100 بار تا حالا گفتید من به نوبه خودم تکبر و خود پسندی رو تو خودم نمیبینم . . . . . . . . . . . . . . . . . . -- رابطه دل من با شما رابطه‌اش مستقیم بود، تو خوشحال بودی و خوشحال میشدی من خوشحال میشدم و بر عکسش و از ذوق شما خودم ذوق میکردم-- همش این لغت گستاخی رو...
روزگاری عجیب - تاریخ: 1401/4/23 ساعت: 14:56
قدیمیها میگن آدم از فردایش خبر ندارهبه تمام مقدسات قسم که راست میگن، یک روز عاشقی و روز دیگر فارغدر طول زندگی باید چیزهایی را فدای چیزهای دیگر کرد، و هر روز مجبوری به انجام اینکار و بعضا دردناکAdblock test (Why?)
فکر کنم تمام شد ! - تاریخ: 1401/4/23 ساعت: 14:56
-- شما همش میگید تکبر و خودپسندی حداقل 100 بار تا حالا گفتید من به نوبه خودم تکبر و خود پسندی رو تو خودم نمیبینم . . . . . . . . . . . . . . . . . .-- رابطه دل من با شما رابطهاش مستقیم بود، تو خوشحال بودی و خوشحال میشدی من خوشحال میشدم و بر عکسش و از ذوق شما خودم ذوق میکردم. . . . . . . . . . . . . ...
خاکستری - تاریخ: 1401/4/23 ساعت: 14:56
همه چیز خیلی کم رنگ شدهخیلی خیلی حس و انرژی که بهم میرسید ضعیف شده و به سختی تو قلبم میتونم حست کنم خاطرات، خوشیها و حسهای خوب دوست داشتن در حافظهام کم رنگ شده این شرایط رو دوست ندارم Adblock test (Why?)
شراب شیرازی من - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 4:54
هر روز میشود تولدت باشد که به تو کادویی بدهم و گلی برایت بگیرم ؟ و هر روز بهت بگم شراب گیرای من ، دنیا مفتخر است به حضور و وجود تو ولی نه به اندازه من !دلم برات تنگ شده
مــاه ، ابـــر ، تـــــــو - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 4:54
عزیزمماه کامله، آسمون خیلی قشنگهصدای جیرجیرکها رو گوش میکنم و به رد شدن ابرها از جلوی ماه نگاه میکنمزیبایی درک میکنم که بابتش خدارو شاکرم و همش تو توی ذهنم و فکرمی و ثانیه ای نیست که نتونم به تو فکر نکنمامروز غروب، همون وقتها که خورشید آسمون مغرب رو داشت به آتیش میکشید، تیکه ابری تنها توی افق بود و ...
زیباترین عاشقانهها - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 4:54
دلم برای تمام کارهایی که با تو کردم و میتونستم بکنم تنگ شده، بیرون رفتنها و بستنی خوردن و برای تو خرید کردندلم میخواد برای تو بنویسم اما این دلتنگی، مغز و احساسم رو قفل کرده و درجا میزنه روی صدای خندههات،روی رنگ لبهات،روی برق نگاهت؛ همه اینهااگر مونده بودم ! زیباترین عاشقانههای دنیا رو برام میساختی ...
یک داستان واقعی - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 4:54
اندازه ماه تو حجم دلتگی من تاثیر مستقیم دارهامروز خیلی بیقرار بودم ، خودم رو محبور کردم که بالا نیام و بشینم سر کارم دلم طاقت نیاورد و اومدم بالا ، ولی تو نبودی این یک داستان کوتاه و آموزنده است و شرح حال این روزهای من !امشب هم ماه کامل تو آسمون داره خود نمایی میکنه
روز برفی - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 4:54
سه یا چهار سال پیش همین زمانها بود یکسال از جدایم گذشته بود برف سبک و زیبایی باریدن گرفت و پیاده زدم به خیابانها میدان ونک توقفی کردم و یک لته سفارش دادم و زیر برف مزه کننان راه افتادمدقیقا مثل امروز
ملت عشق - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 4:54
یک کتاب چقدر میتونه حال آدم رو خوب کنه وقتی از عشقی ناب حرف زده میشه و نوشتهها عقل رو پس میزنه و از لابهلای خاکستر شعلههای عشق رو نمایان میکنه وقتی نوشتههای کتاب از شمس و رومی صحبت میکنه و چهل گقتا
اعتراف تکراری - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 4:54
نوشتههام و حرفهام چیز جدید و تازهای نداره و دلتنگی و اندوه و حسرت هست که همراه همیشگیم شده و تقریبا میتونم بگم ثانیهای نیست که به تو فکر نکنم حتی شبها همیشه دارم خوابهای نامفهومی از تو میبینم... ال
رنج و عذاب - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 4:54
بارها شده که نشستم پای کار و پشت سیستم و یک دفعه حس کردم اومدی !, هیچ وقت اشتباه حس نکردممریضت شدم و دوا درمانی نیست و این رو میدونم که باعث و بانی و مسبب این اوضاع خودم بودم و دلیل رنج و عذاب تو هم
قبل از تو و جنون بعد از تو - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 4:54
قبل از تو، آدم خودداری بودم و به خود مسلط که احساسات و نیازهام رو کاملا تحت اختیار داشتم و تنهایی همه جا میرفتم و حس داشتم.الان چی، آدمی شدم که حس و حال هیچ کاری ندارم به چیزی نمیتونم فکر کنم تمرکز ند
14 فوریه - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 4:54
نـازنیــنم14 فوریه از راه رسیده و با یادگاریهات سر میکنم 14 فوریه آمد و از 25 بهمن عبور کرد و من تنها تماشاچی این زیبایی بودم.این تاریخها تنها برای یادآوری است که هر روز را باید اینگونه برگزار کرد. ه
عاشقی به روایت وودی آلن - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 17:47
عاشقی یعنی رنج کشیدن . برای جلوگیری از رنج کشیدن آدم نباید عاشق شه . اما اون موقع آدم از بی عشقی رنج می بینه . برای همین عاشقی ، رنج کشیدنه . برای اینکه خوشحال باشی باید عاشق باشی . برای همین خوشحالی ، میشه رنج کشیدن ولی رنج کشیدن باعث میشه خوشحال نباشی . برای همین برای خوشحال نبودن آدم باید عاشق با...
دیدن دوستان - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 17:47
دوستان دبیرستانی بعد از یک سال دور هم جمع شدند , همه ما کمکم رنگ و روی میانسالی داشتیم همگی توی کارشون جا افتاده بودند , زن , یکی دوتا بچه و ...... خوب من و یکی دیگه طلاق گرفته بودیم , اون توی کارش ب
خوابت رو دیدم - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 17:47
توی این دو ماهه چندین بار خوابت رو دیدم، هرکدام به نوعی و در هر کدام از آنها من رو عزیزم صدا میکردی ، ودر هر کدام از آنها رضایت داشتم و حسی خوب در برم میگرفت . شبهایی که خوابت رو میبینم دلم نمیخواد صبحهاش بیدار بشوم، روزش حالم خوبه و شبه شب که میرسم بسیار دلتنگم . ای روزگار ، من چه کردم .....